حرف دل
ديروز به اندازه تمام شوق ها و آرزوهايمان در كوچه پس كوچه هاي شهرمان قدم زديم ، چشمان خويش را مشتاقانه به ميهماني زيبائيها دعوت كرديم تا اولين سطرهاي حرف دلمان را با واژه هاي به يادماندني آغاز كنيم ، اما كمتر يافتيم انگاري كه كسي به آرامي در گوشمان زمزمه مي كرد : « جسته ايم ما ، يافت نمي شود ».
به ياد شعر سهراب ، چشمانمان را در زلال انديشه ها شستيم تا جور ديگري ببينيم . اما باور كنيد شهرمان شهر بود و درد همان درد . انگار كه زمان را متوقف كرده باشند و عكسي به يادگار با شهرمان انداخته باشند ، شهر ما در زير رنگ و رويي نازيبا ، بي ادعا و نجيب غبار فراموشي به روي خود كشيده بود . و آنوقت ديگر مطمئن شديم كه چشمان ما آنقدرها كه فكر مي كنيم كم سو نيست . زيرا بارها توانسته بوديم ردپاي صميميت و اميد را هر چند كه نامحسوس باشد احساس نمائيم . حتي احساس شقايق را نيز مي توانستيم بفهميم .
حيران از بودن خويش ، سراغ دوستانمان را گرفتيم . از هر يك كه برق آشنايي را در چشمانش مي ديديم ، تنها يك سوال مي پرسيديم . فقط يك سوال !
خانه دوست كجاست !؟
جواب همه يكي بود ، انگار كه همه از روي دست هم نيم نگاهي به ورقه انداخته بودند .
رفتند به سرزميني كه هر جا باشد ، اما اينجا نباشد .
ومن به يكباره تك تك آن مسافران را در مقابل چشمان خويش آوردم . آناني كه شايد روزي از سر استادي دستي به نوازش به سرمان كشيده بودند و يا كه با تركه نازك انار ما را به مهماني مهر استادي خويش برده بودند تا ثابت كنند كه از مهر پدر بهتر است .
و حال همه آنها رفته بودند ، نمي دانم چرا ؟
ولي خدا كند فراموش نكنند كه جاي پاي آنها هنوز در سنگفرش خيالمان بر جاي مانده است تا يادشان نرود كه مادر شهرهاي صحرا مشتاقانه به انتظار فرزندانش هنوز هم بيدار است .
ياسر 34
گزارش تحليلي از مسائل و تنگناهاي اجتمايي گميشان
بخش گميشان در زمره بخش هاي قديمي ايران است . قدمت بخشداري و سابق ادارات آن بر اساس مستندات قانوني موجود در وزارت محترم كشور با گشايش اولين سازمانهاي رسمي همزمان است . به جهت موقعيت طبيعي و مجاورت با درياي خزر و وجود قابليتهاي اقتصادي و سياسي و نظامي سالها در اوج پيشرفت و توسعه بوده و فعاليتهاي بندري و صدور و ورود امتعه تجاري عزت و اعتباري خاص در حواشي واكناف و ماوراء سرحدات جغرافيايي براي آن به ارمغان آورده است . ليكن به دنبال سلسله سياستهاي نابخردانه رژيم ستمشاهي ستاره اقبال گميشان در كمال بهت و ناباوري به زودي افول نمود و تلاش وتكاپو و جنبش براي سازندگي به ركود و ايستائي در همه زمينه ها بدل شدند . مهاجرتها آغاز گرديد . توانمندان با آهنگي شتابان گنبد كاووس را كعبه آمال ساختند و راه آن را در پيش گرفتند و گروهي نيز به فرمان رضا خان قهرا در بندر در حال احداث ( شاه سابق ) سكني گزيدند و هسته هاي اوليه شهر را تشكيل دادند . فقدان نيازمندي هاي بس ضروري زندگي مهاجرت ها را شدت بخشيد و استقرار شهر در منتهي اليه شمالي كه فاقد هر گونه حركت در ابعاد مختلف بود برمعضلات افزود و سير طبيعي امور را متوقف ساخت بديهي است كه مجموعه عوامل مذكور و سقوط از اوج به حضيض در ساكنان شهر كه تلخي و مرارت حضور در گميشان و شركت در غم وشاديهي را به شيريني و حلاوت ترك آن ترجيح داده بودند. افسردگي هاي روحي خسران مادي بوجود آورد و تنشهايي را ايجاد كرد. هجرت مهار ناپذير بستگان و اقوام كه ديروز يار و غمخوار هم بودند و مسدود شدن روزنه هاي اقتصادي از قبيل فعاليتهاي گمركي و بندري و اشتغال در كشتيها در حمل و نقل كالا دشواريهاي معيشتي را پيش آورد و اداره امور را سخت گردانيد. عموميت و شدت فقر در همه بلاد و مناطق و فقدان وسايل ارتباط جمعي و هر گونه ارتباطات با نواحي اطراف در گستره عظيم با ممالك ديگر مشخصه اصلي جامعه بود و گميشان نيز با اندكي تفاوت در كيفيت امور دشواريها را به سختي تجربه كرد.
بر عالمان و محققان و پژوهندگان محقق شده است كه اقتصاد عامل تاثير گذار در روند همه امور و منشا تحولات و تغييرات اجتماعي و سياسي و فرهنگي است. شكوفايي اقتصادي جامعه و كشوري را به قدت رسانده و گسستن اركان آن اعتبار و عزت و سر افرازي را از اجتماعات سلب نموده است .در مقطع زماني فعلي و در ارتباطات بين المللي مشاهده چنين ممالكي دشواري ندارد. در محدوده شهر كوچكي چون گميشان ركود فعاليتهاي اقتصادي مي توانست عامل نا هنجاريها و نا سازگاريهاي چندي باشد كه وقوع آنها در آن ادوار و با آن ويژگيهاي خاص امري طبيعي بود ليكن بايد اذعان كرد اعتقادات و باورهاي قلبي كه ريشه در علاقه هاي مذهبي جامعه داشته دامنه حدوث وقايع و آسيبهاي اجتماعي و فرهنگي را تنگتر نموده است. تعميم لغزشها و ربط دادن همه آنها به پديده هاي اقتصادي شايد در همه احوال قرين صواب نباشد چه يافت شدند كساني كه تكثر ثروت و مكنت آنان را از صراط مستقيم بدر برده و به بيراهه كشانده است.
مواد مخدر يكي از آفات بزرگ است كه برخي را به كام خويش كشيد در اين راه پر صدمه و آسيب تني چند از اصحاب تعليم و تعلم و شاغلين در مراتب پايين تر گرفتار آمدند و يا پويندگان عرصه هاي اقتصادي ساحل نيز بعضا خود را در مواجهه با اين قضايا باختند و يا كسان ديگري كه رخسارشان گواهي دهنده مشكلات دروني و بروني آنان است .
بيكاري به عنوان مبدا و منشا حركتهاي غير اخلاقي و ضد فرهنگي و مغاير با موازين اجتماعي ، خاصه در افراد سست عنصر و فاقد اراده قوي و ايمان استوار شناخته شده است.ذهسته هاي اوليه ناهنجاري و كجروي در نشستهاي بيكاران در كوچه و خيابان و مغازه و غيره شكل مي گيرد و در جلسات بعدي از قوه به فعل در مي آيد.سرقتهاي كوچك از منازل و مساكن آغاز و پس از طي مراحل مختلف به صيد ماهي از تورهاي گسترده شده در دريا و جمع آوري و حمل آنها منتهي مي شود. سيگار نيز محفل آراي اينان است كه بعد ها خود را به صورت مواد مخدر ممكن است بروز و ظهور برساند. شادي و طرب در جشنهاي عروسي با رعايت همه مقررات شرعي امري مطلوب و به صواب است . تجاوز از حريم شرعي و قانوني در مراحل عروسي و ضيافت در مناسبتهاي مختلف نكوهيده و بدون شان است. ملاحظه اختلاط پسران و دختران به بهانه اكاردئون زني كه توسط پسران انجام مي گيرد و متاسفانه با وقاحت تام و تمام در ملا عام استمرار و دوام دارد و به ظن يقين موجب فساد نيز ممكن است باشد غم انگيز و دردناك مي باشد . فيلمبرداري از اين مجالس نيز رواج كامل دارد. اينگونه حركتها در حال حاضر به عنوان ضد ارزش چهره كريه خويش را به خوبي نشان مي دهدو مايه خجلت و شرمساري است. براي مقابله و پيشگيري و رفع موارد مذكور نخست تصميمي قاطعانه لازم است سپس ابزارهاي ضروري بايد تعبيه گردند تا عارضه به صورت بنيادين ريشه كن شود. اقدامهاي صوري و ناپخته كه به قصد رفع تكليف انجام برسند مفيد فايده نخواهند بود و مشكلي را نخواهند گشود. در اين راستا پيشنهادات ذيل را مي شود مطرح كرد :
1 - بموازات كوششها و مساعي ارزنده دولت جمهوري اسلامي ايران در مبارزه با مواد مخدر كه به تصديق سازمان ملل متحدهم رسيده است عاملين احتمالي بيشتر شناسايي شده و مبتلايان تحت دقت و مراقبتهاي ويژه قرار گيرند و با تشكيل جلسات سخنراني در مدارس و محيط هاي ديگر و در مساجد متخصصان امر و صاحبان انديشه خسارات مادي و معنوي مواد مخدر و زيان هاي آن را براي جامعه بشري تشريح نمايند كه انشاالله با پيگيريهاي مداوم نتيجه بخش خواهند بود.
2- شناسايي استعدادهاي بالقوه گميشان براي ايجاد اشتغال و كاستن از خيل بيكاران ضرورت دارد در انجام اين مهم طرق زير به نظر مي رسند :
الف : پس از ايجاد هماهنگي هاي لازم با شيلات و اتخاذ تدابير مختلف و مطالعه همه جانبه مجوز صيد در مرداب و آبهايكم عمق در طول ساحل به جوانان بيكار داده شود و محدوده معيني براي اين كار در نظر گرفته شود تا از اختلاط امور با صيادان رسمي جلوگيري گردد. نوع تور و مقدار آن با جلب نظر متخصصان مربوطه تعيين شود در اينصورت با معرفي بخشداري امكان استفاده از تسهيلات بانكي جهت تهيه وسايل و امكانات فراهم آيد.
ب : افزايش تعداد صيادان ماهي كه تحت سر پزستي اداره شيلات ناحيه چهار و برابر ضوابط رسمي مشغول مي باشد براي جلب تعدادي از بيكاران كه آشنا به رموز ماهيگيري مي باشند پيشنهاد مي شود .اشتغال اين گروه منوط به ساختن كومه در فواصل كومه هاي موجود و تنگ تر كردن محدوده هاي جغرافيايي است .انتخاب افراد تحت قيمومت كميسيوني خواهد بود كه در بخشداري تشكيل خواهد شد و اداره كل شيلات استان گلستان و امام جمعه محترم شهر نيز در آن نماينده خواهد داشت.
ج : پرورش ميگو در شمال گميشان كه از افتخارات شيلات استان و كشور مي باشد معروفيت و اشتهار دارد .تشكيل شركتهاي تعاوني با عضويت جوانان بيكار و حمايت مادي از آنان و دادن تعليمات و آگاهي هاي لازم در كيفيت پرورش و تكثير راه حلي است كه مي شود مطرح كرد.
د : مطالعه احداث كارخانه كگنسرو ماهي بطرقي كه ميسر و مقدور است ، جذب جوانان و افراد آماده به كار در آن با توجه به فراواني ماده اوليه مورد نياز كارخانه در دريا، خريد سهام كارخانه از طريق تشكيل شركت تعاوني و اشتراك آنان در راه اندازي آن نيز قابل بررسي و امعان نظر مي باشد.
ه : پروار بندي گوسفند دامداري در اشكال رايج در منطقه كه اعتبارات گزافي نيز از سوي دولت محترم به اين امور همه ساله اختصاص داده مي شود. براي كاستن از مجموعه جويندگان كار پيشنهاد مي شود. لازم است بخشداري گميشان اين امور را تحت نظر بگيرد و هماهنگي هاي لازم را صورت دهد و افراد بخشدارب را به عنوان مرجعي كه امور را سهولت مي بخشد بشناسد. اعزام آنان در بادي امر به بانكها و ادارات زيربط ممكن است از عوامل بازدارنده قلمداد شود.
و : مشاوره و مذاكره با اداره امور اراضي و آگاهي از ميزان زمينهاي قابل كشت شمال گميشان و احيانا تقسيم آنها در قطعات 5 يا 10 هكتاري به متقاضيان كار با در نظر گرفتن اولويتها از قبيل تاهل و تعداد فرزندان و مدرك تحصيلي و غيره در صورت لزوم تشكيل شركت سهامي كشت و يكپارچه سازي هم قابل مطالعه است.
ز : استفاده از نيروي بومي در فرصتهاي شغلي آينده و تخصيص سهميه استخدامي خاص براي جوانان گميشاني در استخدامهاي منطقه اي و احيانا استاني . اين امر با توجه به محدوديت اشتغال در اين شهر بر حسب موقعيت جغرافيايي پيش بيني و اظهار مي شود .
احداث شهركهاي صنعتي جهت ايجاد رونق در منطقه با در نظر گرفتن بافت جمعيتي و اقبال بسيار زنان تركمن به صنايع دستي و وجود دريا و ماهيگيري و كثرت دام و فراواني مواد اوليه و تشويق جوانان وافراد جوياي كار جهت دريافت موافقت اصولي و توجيه آنان به منافع حاصل از سرمايه گذاري امري مطلوب اسن . در اينصورت يكي از قيود مهم كه پيش پرداخت درصدي از مبلغ يا جزئي از آن است با كسب مجوزهاي لازم حذف گردد تا جاذبه هاي لازم ايجاد شود .به تبعيت از تمامي مناطق تركمن نشين ، گميشان نيز زنان و دختران در اداره امور اقتصادي خانواده نقش اساسي پيچيده به عهده دارند در مواردي كه مردان به جهت معذوريتهاي مختلف از كار باز مانند و يا در شرايط عادي و طبيعي ، زنان با خلاقيت و توانايي بسيار مديريت اقتصادي خانه را به دست گرفته و با بافت انواع قالي و قاليچه و عرضه آن به بازار كار عوايد كسب نموده و نقصانها را كمال مي بخشند و ذوق و سليقه آنان در توليد صنايع دستي در صور مختلف منازل را زينت مي دهند . براي ايجاد تحرك و نظم در امور اين قشر فعال و هنر مند جامعه ، تحول در كيفيت كار و تنظيم آن و باز نگري بنيادي در گردش اعمال ضرورت دارد تا فعاليت در اين بخش اقتصادي سود آور و مقرون به صرفه باشد .
براي نيل به اين هدف به نظر مي رسد كه تشكيل مجتمع هاي قاليبافي تحت نظارت جهاد كشاورزي ويا سازمان صنايع دستي اولويت خاص داشته باشد . در اين واحدها در برنامه اي منظم كه همه ابعاد آن قبلا مطالعه شده و به تصويب رسيده است زنان و دختران با هشت ساعت كار روزانه ملزم به خدمت در تهيه صنايع دستي خواهند بود و مواد اوليه مورئ نياز از سوي دولت تعبيه خواهد شد چون ايجاد رقابت انگيزه اي براي بافت نفيس بوجود خواهد آورد كه افزوني عوايد را به دنبال خواهد داشت لذا اصلح آن است كه قيمت فروش پس از كسر هزينه ها به عنوان دستمزد به بافندگان پرداخت شود و يا در صورت توافق طرفين در مقابل 8 ساعت كار روزانه حقوق دريافت شود. بديهي است كه قانون كار و بيمه در كارگاه حاكم خواهد بود و در صورت كار اضافي علاوه بر 8 ساعت اضافه كار بايد پرداخت شود و برنامه اي تدوين شود تا در مواقعي كه ضرورت داشته باشد غذاي ارزان در اختيار قرار گيرد به سبب كثرت تعداد بافنده و جهت ايجاد سهولت در حضور آنان مجتمع ها در منازل مختلف درون شهر تاسيس گردند معلوم است كه مديريت امور در تمام زمينه ها با خواهران خواهد بود و در اداره كارها ضوابط شرعي و قانوني قاطعانه به اجرا گذاشته خواهد شد .
با عنايت بر مشكلات موجود تهيه مواد اوليه از قبيل نخ و خامه و غيره و شرايط نامساعد بهداشتي و كيفيت نا مطلوب كار كه در آن محدوديت زماني براي قالي بافي متصور نيست و زنان و دختران از بام تا شام با اين حرفه اشتغال داشته و بعضا نيز نگهداري كودكان را نيز توامان انجام مي دهند فراهم نموده امكانات مذكور موجب بهبود كيفيت زندگي خانواده ها و افزايش در امد زنان و دختران و استفاده آنان از مزاياي بيمه و بازنشستگي خواهد بود كه به نوبه خود تحولي اساسي در حيات اجتماعي و امور معيشتي را فراهم خواهد آورد كه تاكنون به اذهان خطور نمي كرد..
منبع : ماهنامه دريچه
اندر خم يك كوچه
* يك بندر تجارتي در گميشان احداث مي شود
روزنامه اطلاعات زمستان 1370
* يك پالايشگاه و مجتمع پتروشيمي در گميشان احداث خواهد شد.
نشريات محلي و مديران استاني زمستان 1383
* با موافقت استاندار جديد و طرح در هيئت دولت جديد به زودي بخش گميشان به شهرستان ارتقاء پيدا مي كند.
دكتر ايري نماينده منطقه 1384
چهل سال بعد در چنين روزي
* به زودي با پيگيريهاي كارشناسي انجام شده مسئولين استان يك بندر تجارتي در سواحل گميشان احداث خواهد شد.
يك روزنامه يوميه زمستان 1424
* انشاء الله يك پالايشگاه و مجتمع پتروشيمي در گميشان احداث خواهد شد.
يك نشريه محلي نو پا* در دولت جديد با موافقت همه مسئولين استان بعد از شهرستان شدن مراوه تپه گميشان شهرستان خواهد شد.
دكتر يا مهندس ( ؟) نماينده منطقه
موخره :
ما را به سخت جاني خويش اين گمان نبود
كمش دپه در گذر تاريخ
( قسمت اول )
* موراويو در سفرنامه خود راجع به تركمنستان و خيوه (1232 ) مي نويسيد : بنا به اظهار تركمن ها گمش تپه تا چندي قبل از سفر به آنجا ( 15-1814 مسيحي ) جزيره اي بوده است .
وينويچ نيز بيان مي كند كه دو هزار خانوار تركمن ها در گمش تپه بوده اند .
* عزالدله و ملكونوف ( 1883 ميلادي )
« در دو ورستي كناره درياي و آنجا ديواري است به طول 250 ذرع (و ) به ارتفاع 5 ذرع از ريگ پوشيده و استخوان آدمي در آن نمايان ، همانا در قديم جايگاه استوار قلعه قزل آلان بوده ، آثار برجها و خانه ناي مدور و آبگين ريزه بسيار زياد است . ملت چادرنشين (دارد ) هواي آنجا در تابستان بسيار بد ( است ) . از گرگان تا استر آباد يك روز است .
* آرمينيوس وامبري ( 141 سال پيش )
« در هر دو ساحل رودخانه ارودگاه گمش تپه ظاهر شد كه مننظره آن مانند صدها كندوي عسل بود كه در فضاي كوچكي دايره وار پشت سرهم قرارداده بودند »
* رضا شاه در كتاب سفرنامه مارندران ( 1305 شمسي )
« قصبه كمش تپه مخلوطي است از آلاچيق و عمارات دو طبق چوبي آن را از خانه ها مجزا مي سازد ، رنگهايي كه به چوب بست خانه و ديوار اطاق و سقف عمارات زده اند . بيشتر به جلوه اين قصبه مي افزايد خانه « آشور خوزين » را كه از معاريف كمش تپه است براي قرارگاه من تخصيص داده بودند اين خانه از قالي هاي تركماني با مبل هاي مد روسيه مخلوط گشته ، چيزي بيشتر سليقه صاحبخانه را تائيد مي كرد اين بود كه حمام را هم ضميمه عمارت كرده بود و فراموش نكرده بود ، شست و شو و نظافت شرط اول زندگي بشري است . در ديوار شرقي و ضلع شمالي يكي از اطاقها دو قطعه بود در يكي به خط نستعليق درشت نوشته بود « يا عبدالكريم شرقي » و در ديگري « عبذالرشيد شمالي » ، مي گويند اين دو نفر از اوليل تراكمه هستند . بايد معمولا در ضلعهاي جنوبي و غربي هم دو قطعه ديگر به نام اوليا مغربي و جنوبي ،
براي حفظ خانه از چهار سو از هر چها سو آويخته باشند . كمش تپه به معناي « تپه نقره اي » است اين تپه اي است كوچك در طرف شمال قصبه حاليه ، به شكل جناغ ، اين قوم هر سال مقدار كثيري محصولات با روسيه و گيلان تجارت مي كند . در گمش تپه حمام عمومي نيست . ميان اهالي گدايي و سئوال
عيب است . در اين قريه هيچ گدايي ديده نمي شود ، كمش دپه داراي سه هزلر خانوار است و به يازده محله تقسيم مي شود . در هر محله مسجدي از چوب ساخته شده است . موعظه را هر كس مي تواند انجام دهد علت آن نيز به قول تراكمه نبودن اوقاف است . در كمش دپه دو مكتب خانه داير است كه يكي مسافري است كه تازه از خيوه آمده است و چهار شاگرد دارد و ديگري قدري قديمي است سي شاگرد جمع شده است هفت ماه قبل بنا به امري كه به رئيس تيپ شمال « سرتيپ زاهدي » دادم در مراكز مهم جعفر باي ( منظور كمش تپه - خواجه نفس - امچلي « بناور » ) سه باب مدرسه به طرز جديد افتتاح شد و اولاد تراكمه با شوق و ذوق زياد مشغول تحصيل هستند .
* ورود محمد علي شاه به گمش تپه
? مسلم آ‹ بود كه او وين ، جائيكه در آن به آ رامي و در عزلت مي زيست . بي سرو صدا ترك كرده و بعد از گذشتن از سراسر خاك جنوب روسيه با تعداد چشمگيري از هوادارانش و چند صندوق محتوي جنگ افزار و مهمات به طور ناشناس در باكو سوار كشتي شده بود . و بعدها - حدودا در نيمه ژوئيه 1911 ( جمادي الثاني 1329 ) - خبر پياده شدن او در گوموش تپه واقع در كناره جنوبي درياي خزر فاش شد . اين اقدام شاه در حد خود كاري برجسته بود .
? در و گير و دار شكست محمد علي ميرزا ، وي و برادرش شعاع السلطنه گريختند و خود را به كشتي رسانيد و به جانب گمش تپه ( گميشان ) روانه شدند .
محمد علي قور خانجي صولت نظام ( 1321 شمسي )
« طايفه جعفر باي ساكن گمش تپه از حيث پاكي و تميزي و ثروت نخستين طايفه يموت است و به واسطه آمد وشد روسها از حيث مبل و لباس خيلي خوبند و همه صبحها خودشان را با صابونهاي معطر شسته و در زمستان با گالش و پوتين و نيم پالتو راه مي روند امروز در گمش تپه 150 باب مغازه كوچك از روسيه وارد كرده اند و خيلي قشنگ است . بازارشان روحي دارد و همه قسم اقمشه ، روي و خرازي و سماور و ظروف و آرد حاجي طرخان و قند چايي روسي به فروش مي رسد .
منابع :
1- ه . ل ، رابينو ، مازندران و استرآباد ص 149
2- عز الدوله و ملكونوف ، سفر نامه ايران و روسيه « نواحي شمال ايران » به كوشش محمد گلبن – فرامرز طالبي ، ناشر دنيا ي كتاب ، 1363 ، ص304
3 – وامبري ، آرمينيوس ، سياحت درويشي دروغين در آسياي ميانه ، ترجمه فتحعلي خواجه نوريان ،
تهران : شركت انتشارات علمي و فرهنگي ، 1365 ص68
4- سفر نامه مازندران در عهد رضا خان - نشر مركز پژوهشي ، ص76
5- اوكانر ، فردريك ، از مشروطه تا جنگ جهاني اول ، مترجم حسن زنگنه ، تهران : نشر فانوس ، 137۶
6- ذبيحي . مسيح ، استر آباد نامه ، تهران : چاپخانه -- ، 1384 ، ص 45
دلتنگ
چنديست آسمان دلم وا نمي شود
يك غم نشسته روي دلم پا نمي شود
احساس مي كنم كه دگر خاطرات تو
كنج خيال خسته من جا نمي شود
بعد از همان غروب پر از سنگ لعنتي
اسمي به روي شيشه دل ، ها نمي شود
حالا ببين كه چه تنها و خسته ام
بعد از تو هيچ وقت دلم وا نمي شود
م . بايندري
همراه با نخبگان
قربانقلي آخوند حيدر نژاد
استاد قربانقلي آخوند حيدر نژاد فرزند عاشور قلي ، فروردين ماه 1342 در گميشان ديده به جهان گشود . با سپري نمودن تحصيلات مقدماتي در زادگاهش بدليل عشق و علاقه وافر به كسب علوم ديني به شهرستان گنبد كاووس رفت وتا ملبس شدن به لباس روحانيت در محضر استاد گرانقدرش محمد آخوند نوريزاده رسم شاگردي به جاي آورد و از چشمه ي علم او بهره ها اندوخت . در بازگشت به زادگاهش به تأسيس حوزه ي علميه ي « احمديه » جهت پرورش استعدادهاي منطقه اهتمام ورزيد كه ماحصل تلاش ايشان كسب درجه معنوي روحانيت از سوي تعدادي از شاگردانش مي باشد كه ضمن بهره مندي از فيوضات علوم الهي در طول ساليان گذشته با برنامه ريزيهاي دقيق و دلسوزي استادشان توانستند همگام با تحصيل علوم ديني ، پله هاي ترقي را در آموزش دروس رسمي تا سطوح عالي طي نمايند .

تسلط او به زبان عربي و بهره مندي ايشان از علوم متنوع ادبي ، فلسفي و … در سايه مطالعات پيگير و شبانه روزيش و مهارت ايشان در ايراد خطابه و سخنرانيهاي دلنشين و تأثيرگذار از وجوه ارز شخصيت علمي و مذهبي ايشان مي باشد كه از او چهره اي ممتاز و عالم ساخته است ، طوريكه همواره با ارائه ي مقالات و ايراد سخنرانيها در همايشها و كنفرانسهاي تقريب مذاهب و مجامع مذهبي وسياسي حضوري تأثير گذار داشته است .

در حيطه مسايل سياسي و اجتماعي نيز در سمت مشاور استاندار وقت در امور اهل سنت به فعاليت مشغول بوده است . نامبرده علاوه بر ارائه چندين مقاله در نشريات و مجلات علمي و مذهبي ، صاحب تأليفاتي نيز مي باشد كه از جمله ي آن مي توان به كتاب « اصول عقايد اسلامي » و همچنين كتاب ارزشمند « توفيق الباري » در شرح فارسي صحيح بخاري اشاره كرد كه با تقريظات اساتيد معظم محمد آخوند نوريزاده و مولوي اسحاق مدني مشاور رئيس جمهور سابق در امور اهل سنت در اختيار اساتيد و دانش پژوهان علوم ديني و دوستداران كتاب قرار گرفته است كه انشاء الله جلد دوم نيز بزودي به زيور طبع آراسته خواهد شد.


اثر هنر مند گرامی : ایشان ناصری
قيات خان
قيات خان حدود 1754 در كو موش دپه يا حسنقلي از مادر زاده شده است خان تركمن هاي حاشيه درياي خزر را ، قياس بگ ، قياس بك هم مي گويند . از گذشته هاي دور قيات خان لطلاعي در دست نيست . وي از ميان توده مردم بپا خاسته و فرزند يك آهنگر ماهر بود . وي خود نيز مدتي به حرفه ي آهنگري مشغول بوده مكان هاي زندگي وي كوموش دپه ، حسنقلي ، چله كن بوده است . ياغشي محمد و قادير محمد فرزندان قيات خان بودند . براي اولين بار نام او به سال 1813 ميلادي مطرح مي شود . تركمن هاي گرگان و اترك در همان سال به جنبش اعتراضي گسترده اي عليه فتحعلي شاه قاجار دست مي زنند . بعد از خاتمه جنگ ايران و روسيه قيات خان با گروهي از همرزمانش به عنوان نماينده مردم خود جهت پاره اي مذاكرات به قفقاز اعزام مي شود . بعد از اين واقعه وي شهرت تاريخي كسب مي كند . در ادامه وي در جهت گسترش روابط تجاري آستراخان ، باكو و ايران تلاش وسيعي انجام داده و به عنوان خان تركمنهاي حاشيه دريا مطرح مي شود . قيات خان بين سالهاي 1821-1819 با نيروهاي م.ي . پو نو ماريود و ن.ن.موراويو در سال 1836 با نيروهاي گ. س. كارلين همكاري مي كند با همان امتياز به سهولت به اداره مركزي قفقاز كه در تفليس مستقر بود وارد مي شود . بين سالهاي 20و 30 قرن نوزدهم قيات خان وپسرانش ، به عنوان تاجران بزرگ منطقه در مسير دريايي استر آباد ، مازندران ، گيلان ، باكو و آستراخان به فعاليت تجاري مشغول بودند ، فعاليتهاي تجاري نتيجه مثبتي به بار نمي آورد و تجارت قيات شكست مي خورد . غارت و دزدي در دريا و سواحل اوج مي گيرد . تاجران يكي پس از ديگري كشته مي شوند بدين صورت روابط ايران و روسيه رنگ مي بازد . وجود منابع عظيم مالي و طبيعي عوامل اسلسي به وجود آمدن تنش و مخاصمات فيمابين بود . رقابت سختي از يك طرف بين روسيه و ايران و از طرف ديگر بين ايران و قيات خان براي دستيابي به اين منابع عظيم ثروت در مي گيرد . دشمن اصلي قيات خان در اين رقابت مير باقر اف ايراني الاصل بود كه تابعيت روسيه را بنا به دلايل تجاري پذيرفته بود . هدف نهايي او اخراج قيات خان از فعاليتهاي بازرگاني و همچنين نابودي ايشان بود . بدون شك قيات خان و فرزندانش قرباني رقابت نا عادلانه تجاري شدند . سال 1821 ميلادي قيات خانت يكي از فرزندان خود را به دانشگاهي كه براي آسيايي ها در تفليس گشايش يافته بود اعزام مي كند . فرزند ديگرش قادير محمد و نوه هاي خود را در مدرسه مسانك پتر بورك تفليس به فراگيري علوم مي گذارد . قيات خان داراي مهر و نشان مخصوص به خود بود كه روي آن تصوير اسبي نقاشي شده بود . تابستان سال 1842 ميلادي براي قيات خان و فرزندانش سال ناگواري بود . تمهيدات روابط تجاري با روسيه به رهبري قيات خان و فرزندانش حكومت ايران به خصوص محمد شاه قاجار را هراسان مي كند . ايران آن منطقه را جزء لاينفك خاك خود قلمداد مي كرد به همين دليل شاه و حكومت ايران به هر طريقي راههاي نابودي قيات خان و فرزندانش را دنبال مي كنند . تاجران ايراني در فروش نمك ، ماهي و نفت بر عليه قيات خان متحد مي شوند . در سال 1842ياغشي محمد خان توسط نيروهاي روسي به زندان مي افتد . زنداني شدن فرزندان قيات خان در واپسين سالهاي زندگي براي او ضربه سختي بوده است . او با توجه به گذشت 80 سال از زندگيش از حاكم قفقاز درخواست كتبي براي بازگشت خود و فرزندش به وطن به عمل مي آورد . او زنداني شدن فرزندش را ناشي از سوء تفاهم دانسته ، به باكو باز مي گردد. شش ماه در باكو به حالت قرنطينه مي ماند . دادخواهي هاي مستمر او گوش شنوايي نمي يابد . قيات خان در اواسط مارس 1842 ميلادي به علت ناتواني و كهولت سن با از دست دادن بينايي چشمانش در سن 89 سالگي در زندان تفليس غريبانه از دنيا مي رود .
از کتاب سرداران ترکمن برگردان به فارسی عبدالعظیم مامی زاده
تالاب گميشان
حسين اسماعيل پور كارشناس ارشد جغرافيا
اين تالاب در شما ل غربي در قلمرو شهرستان تركمن قرار گرفته است . گسترش طولي تالاب جهت جنوبي – شمالي دارد . به طوريكه ضلع جنوبي تالاب به مصب رودخانه گرگان و مرز شمالي ّْا در خاك كشور تركمنستان ( مصب رودخانه اترك ) و مرز غربي محدود به نواري از تپه هاي شتي ساحلي تثبيت شده كه آن را از درياي خزر جدا مي سازد . و در چندين نقطه كانال ورودي و تبادل آب دريا به تالاب وجود دارد . مرز شرقي تالاب مشرف به چهره كاملا نيمه بياباني و خشك تركمن صحرا مي باشد و به دليل نوسانات آب درياي خزر پيوسته در حال تغيير است . مساحت كل تالاب حدود 20000 هكتار است و بخش وسيسعي از آن عمق متوسط معادل يك متر دارد . اهميت تالاب گميشان را مي توان از ابعاد گونگون بررسي نمود .
1- ايجاد ميكرو كليماي ويژه در حاشيه اقليم خشك و نيمه بياباني تركمن صحرا كه موجب اعتدال هوا در حاشيه تالاب را فراهم آورده است .
2- ار آنجائيكه تالاب گميشان زيستگاه بسياري از گونه هاي حيات وحش جانوري و گياهي مي باشد و ساختار سيستم اكولوژيك از غناي ژنتيكي بر خوردار مي باشد ، مورد توجه خاص فعاليتهاي ميداني دانش پژوهان و آزمايشگاهي طبيعي جهت آموزش مفاهيم بنيادي اكولوژيك محسو ب مي گردد .
3- با توجه به موقعيت نسبي تالاب از جهت قرار گرفتن در حاشيه مركزي كشور تركمنستان در شمال و مراكز انبوه جمعيتي جنوب ، امكان توسعه فعاليتهاي اكوتوريسم را در مقياس وسيع جهت در آمد زايي دارد .
4- تالاب گميشان پناهگاه پرندگام مهاجر در پاييز و زمستان شده و مكاني ارزشمند براي تخم ريزي طي دوره نوزادي و زمستان گذراني آنها است به طوريكه در ميان پرندگان آبزي چنگر فراوانترين پرندگان اين تالاب مي باشد و يكي از زيستگاههاي مناسب براي كونه هاي مرغابي شكلان – پليكان و غازها است و
وجود پرندگان در حال انقراض ( پليكان پا خاكستري ) حاكي از وضعيت مطلوب تالاب در اين زمينه مي باشد
5- در اين تالاب 20 گونه ماهي شناسايي شده كه 4 گونه داراي ارزش بهره برداري اقتصادي اند . همچنين بسياري از گونه هاي ماهيان ( كپور - كلمه – شيشه ماهي ) جهت توليد مثل از اواخر زمستان تا اواسط بهار به اين منطقه مهاجرت نموده و دوره اي از سال را در اين زيستگاه مي گذرانند . هر چند بيشترين مقدار صيد نيز در اين زمان صورت مي گيرد وتي چاره اي اساسي در اين باره انديشيد .
در پايان ساختار عواملي اكولوژيك تالاب را در حال حاضر تهديد مي كند كه در اينجا به گوشه اي از آن اشاره مي كنيم .
وجود ماده سمي سرب ناشي از استفاده از فشنگ شكارچيان – آلودگي نفتي درياي خزر - وجود زه كشي هاي حاوي فلزات سنگين و فعاليتهاي پرورش آبزيان به ويژه ميگو به ويژه گونه هاي غير بومي ميگو و ....... كه مي تواند برهم زننده نظم اكولو ژيك در تالاب باشد ، طبيعتا مي طلبد كه جهت حفظ سيستم اكولوژيك تالاب ، آن منطقه به عنوان منطقه حفاظت شده تلقي شود تا اين منابع طبيعي كه از ثروتهاي خدادي است ، حفظ شود . در پايان لازم است از فعاليتهاي پژوهشي كارشناسان اداره كل محيط زيست استان كه فعاليت گسترده و دلسوزانه اي را نسبت به حفظ منابع طبيعي و بالقوه اين استان انجام مي دهند تشكّر نمود .
