تبليغاتX
نخبگان کمیش دپه
فرهنگی هنری تاریخی اجتماعی

 

                                                               گاز و ديپلماسي

نزديك به ده روز است كه گاز منازل با افت فشار روبرو بوده و بعضي خانواده ها بدون گاز سر مي كنند . كمبود گاز ، به جهت قطع صدور گاز تركمنستان به ايران عنوان شد .  در محافل عمومي علت اين امر را ، هر دوكشور نقص فني در تاسيسات گاز تركمنستان عنوان كردند . اما اخبار غير رسمي علت قطع گاز را تقاضاي افزايش قيمت گاز از سوي كشور صادر كننده ( تركمنستان ) حكايت مي كرد .  

متعاقب آن با شروع سرماي سخت بي سابقه اي كه از چند روز پيش در ايران آغاز گرديده و به گفته كارشناسان هواشناسي بعضا طي 50 سال اخير بي سابقه بوده است ، نياز به سوخت گاز چند برابر شده و در شهرهاي مختلف كشور از صد درصد تا 50 درصد قطعي گاز داشتند . در اين چند روزه بازارها از وسايل گرمايشي نفتي و برقي خالي و بخاري هاي چوبي ستاره سهيل شده است . اجبارا اعضاي چند خانوار با تجمع در منزل يكي از آشنايان روزگار مي گذرانند . ( صرفه جويي اجباري )

نان در شهرها به دليل قطع گاز ناياب شده است . در روستاها تنورهاي سنتي پس از سالها شاهد نوبت بندي بوده است . خانواده هايي كه داراي بچه هاي كوچك و پيران زمين گير هستند اوضاع بسيار اسف باري دارند .

در چنين شريطي وزير نفت ايران گفت : تا گاز از سوي تركمنستان وصل نشود ، مذاكره درخصوص قيمت انجام نمي‌شود .

هر چند مسئولان تركمنستان بطور غير رسمي اعلام مي كنند كه تقاضاي افزايش بهاي گاز را از مدت ها پيش به دولت ايران ابلاغ كرده اند و از آنجايي كه طرف هاي ايراني هيچ واكنشي از خود نشان ندادند ، تركمنستان اجبارا با آغاز سال جديد ميلادي گاز را بر روي ايران بسته است .

 مع الوصف از يك كشور دوست و همسايه انتظار چنين حركت غير اخلاقي پذيرفته نيست . اما در مقابل ديپلماسي ايران نيز بسيار آماتوري و تنها بيانگر غرور بي حاصل مي باشد . در وضعيت كنوني شرايط براي مردم ايران بسيار سخت شده است و در تركمنستان زندگي بصورت عادي در جريان است . اين مردم ماست  كه نياز مبرم به مذاكره و رايزني دارند . تمام مسائل بين المللي را نمي توان با لجاجت حل كرد . درست است كه آستانه تحمل مردم ايران در مواقع بحراني بسيار بالاست و اين دست مسئولين را در ديپلماسي هايشان باز مي گذارد . مردم ما در لحظاتي كه منافع و عرق ملي طلب مي كند شرايطي سخت تر از اين را هم به راحتي تحمل كرده اند . در زمان انقلاب اسلامي و در دوران جنگ تحميلي وضعيت بسيار مشقت باري را تجربه كرده و با افتخار و سربلندي آن را پشت سر نهاده اند . ولي جايي كه مي شود جلوي وضعيت اين چنيني را با كمي گذشت و مدارا حل كرد . چرا مردم را در عسر و حرج نگه داشت . اين مردم شايستگي زندگي آرام و بي دغدغه را نيز دارند . بقول معروف در ديزي باز است ...

قبلا تركمنستان براي افزايش بهاي گاز خود ، شير فلكه هايش  را به روي كشورهاي اوكراين و روسيه نيز بسته بود ، در آن زمان روساي جمهور هر دو كشور در بالاترين سطح براي مذاكره وارد تركمنستان شدند و براحتي نيز توانستند به راه حل منطقي دست يابند . اما اينگونه مسائل وقتي مربوط به كشور ما مي شود تبديل به گره كوري مي شود كه حتي با دندان هم نمي توان آن را باز كرد .  

 

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 23:48 | لینک  | 

 

                                        

                                            واقعه ي بندرتركمن و نوع نگاه به آن

  

صياد جواني از روستاي چپاقلي كشته مي شود و در پي آن وقايعي ناخواسته در شهرستان تركمن بوقوع مي پيوندد . علل و عوامل بروز اين وضعيت بر همگان روشن و مبرهن است . از اين رو لازم نمي بينم به بررسي ريشه ها و عوامل اين جريان بپردازم . ذهن بنده را مسئله ديگري در ارتباط با اين موضوع به خود مشغول داشته است  كه به نظرم توجه به آن  بسيار ضروري و حائز اهميت مي باشد .

وقايع اين چنيني ممكن است  بارها در سراسر كشور بوقوع بپيوندد ،  بعد از بازي هاي حساس تيم هاي فوتبال در تهران و شهرستان ها و يا وقايعي كه بعد از تصميم هاي مهم مملكتي مثل سهميه بندي بنزين روي مي دهد . همه اين جريانات با توجيهات صنفي و يا احساسي براحتي قابل تحمل بوده و عوارض ناشي از آن نيز پس از مدتي برطرف مي شود . اما وقتي اين اتفاقات به هر دليل در تركمنصحرا روي مي دهد ، بهانه اي براي عده اي مغرض مي شود تا از آب گل آلود ماهي بگيرند.

در طول تاريخ، مردم مظلوم تركمن از سوء نيت اين عده  ضربات جبران ناپذيري خورده است .مردم ما تبعات مخرب وقايع 28 مرداد سال 1332 را تا پايان حكومت رژيم ستم شاهي متحمل شدند . با ارزش ترين و نخبه ترين افراد اين مردم از مديريت ها و مناصب اجتماعي كنار گذاشته شدند . بعد از انقلاب اسلامي نيز واقعه گنبد كه باز هم عوامل آن مردم تركمن نبودند سايه شوم  خود را هنوز هم  بر سر جوانان ما افكنده است . شايد شهرهاي ديگر كشور ما وقايعي از اين دست ويا حتي بدتر از آن را نيز شاهد بوده باشند اما اكثر اين وقايع از اذهان مردم پاك شده و اثرات آن نيز از ميان رفته است. خلاصه ي كلام اين كه هر بار خواستيم ايراني بودن خود را به اثبات برسانيم و به آن افتخار كنيم ،عواملي به صورت آشكار يا نهان ، تركمن ها را تافته اي جدا بافته جلوه داده واز اين طريق خواسته اند حق آب و گل را از آن ها بستانند.

امروز نيز بيم آن مي رود كه اين حركت احساسي كه از نظر روان شناختي ، واكنشي  كاملا طبيعي در مقابل واقعه اي اسف بار است ، باز به پتكي بر سر جوانان ما تبديل شود وعده اي مغرض براي محروم ساختن آنان از حقوق اوليه شهروندي ، اين وقايع را با تفاسير و تحليل هاي بي اساس به مسيري ديگر سوق دهند .

به نظر حقير مقامات ذي ربط با بررسي و كنكاش در سوابق صيادان كشته شده حداقل طي 10 سال اخير بوضوح در خواهند يافت مقصر يا مقصرين وقايع جايي غير از ميان مردمي است كه زندگيشان به شدت وابسته به درياست . برخوردهاي تند و خودسرانه و فراقانوني برخي از مأمورين و عدم برخورد قانوني با آنان و بيكاري و دغدغه ي نان جوانان از عوامل بروز وقايع اخير بوده است. در صورتي كه با اعمال برخي سياست ها و برنامه ها اين جريان قابل كنترل مي باشد .ولي متاسفانه فرصت ها را يكي بعد از ديگري از دست مي دهيم . اما هنوز هم فرصت باقيست  و مسئولين دلسوز مي توانند با برخوردي مدبرانه و با گذشت و سعه ي صدر و چشم پوشي از خطاهاي دستگير شدگان وقايع اخير سبب تسكين آلام خانواده هاي داغديده شوند و بدين وسيله در بين مردم اعتماد سازي كنند . به نظر حقير در شرايطي كه مخالفان كشور ما كوچكترين اعتراض را دستاويزي براي زير سؤال بردن نظام جمهوري اسلامي قرار مي دهند ، امنيتي كردن بيش از حد اين موضوع به صلاح جامعه نيست  .

 

 

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 22:29 | لینک  | 

 

 

                                 نتيجه سياست هاي غلط در امور صيد و صيادي

در پي اصابت قايق موتوري مأمورين حراست دريا با قايق موتوري صيادان روستاي چپاقلي از توابع  بندرتركمن يك نفر از صيادان فوت و چند نفر از آنها نيز مصدوم شدند . با پيش آمدن اين وضعيت عده اي از مردم به عنوان اعتراض به فرمانداري بندرتركمن و پايگاه حراست دريا حمله كرده با شكستن و آتش زدن بعضي لوازم آن و درگيري با مامورين خشم خود را نشان دادند .

وضعيت پيش آمده غير قابل پيش بيني نبود بارها از سوي افراد دلسوز هشدار داده شده بود كه در صورت تكرار قتل صيادان از طرف مامورين بلاخره صبر مردم كه زندگيشان شديدا وابسته به صيادي مي باشد ، به پايان خواهد رسيد و شاهد برخورد و مقابله به مثل با ماموران خواهيم بود . ولي هيچ گوش شنوايي نبود برعكس هر سال چندين مورد ضرب و شتم و قتل از سوي مامورين حراست دريا بوديم و متاسفانه مقامات بالا نيز بجاي برخورد با مامورين خاطي در پي توجيه و مدرك سازي براي نجات مامورين قاتل بوده اند و به این ترتیب كار را بجايي رساندند كه مردم در يك حركت ناخواسته دست به مقابله قهرآميز زدند  اين يعني فاجعه اي بزرگتر كه به نفع هيچيك از طرفين نمي باشد . جامعه ملتهب شهرها و روستاهاي حاشيه دريا كه تنها منبع درآمدشان صيد و صيادي مي باشد نتيجه سياست هاي غلط و ايجاد فضايي به شدت امنيتي بوده است .

تاكنون هيچ مامور قاتلي به مجازات نرسيد و اين امر باعث جري تر شدن آنها گشته است . بزرگترين خلاف يك صياد ، صيد ماهي از طريق غيرمجاز است و مرگ بهاي فوق العاده سنگيني براي اين خلاف است .

درياي خزر يك درياي مشترك بين 5 كشور حوزه آن مي باشد با ديوار آهنيني كه كشور ما به دور قسمت جنوبي آن كشيده است آيا مي توان ذخاير آن را حفظ كرد . ؟ آيا چهار كشور ديگر نيز اين برخورد را با صيادان خود مي كنند . ؟ آيا ماهياني كه در آبهاي خزر زندگي مي كنند رعايت قوانين مرزي را مي كنند . ؟ آيا حراست از آن ، بيشتر از زندگي جوانان ارزش دارد . ؟

در پايان انتظار از مسئولين امر اين است كه براي پايان دادن به فضاي ملتهب موجود با مامور و يا مامورين خاطي شديدترين برخورد صورت گيرد تا اعتماد و اطمينان به دولت و نظام تقويت گردد و از سوي ديگر مردم منطقه نيز با حفظ آرامش و خويشتن داري مانع تشديد بحران موجود شوند .

 

 

 

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 4:13 | لینک  | 

 

   از پايگاه اطلاع رساني گميشان خواندم:

« در اولین ساعات بامداد روز جمعه 7 دیماه 86 بر اثر برخورد قایق مامورین حراست دریا با   قایق  ماهیگیران غیر مجاز جوانی 18 ساله به نام حسام الدین خدیور از روستای چپاقلی  درگذشت. طبق این گزارش بر اساس اظهارات خانواده این جوان قایق مامورین با قایق حامل آنان تصادم کرده ،وی جان باخته و دیگر سرنشینان قایق  نیز  مصدوم گردیده اند . »

 

                                                ....................................

 

مي دانيد تفاوت صياد با مأمور در چيست .؟

صياد براي زنده ماندن مجبور است به دريا برود ، ولي مأمور براي زندگي كردن مجبور نيست صياد را بكشد.

 

 

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 5:35 | لینک  | 

 

 

“آذربايجان قلب من است”

 

بي بي سي آذري : سامي يوسف ، با وجودي كه  پر طرفدارترين نام در دنياي موسيقي راك در حوزه خليج فارس و حتي در دنياي اسلام است ، چرا در كشور خود بريتانيا كمتر شناخته مي شود .؟

اين سئوالي است كه روزنامه پر تيراژ لندن « ايندي پندنت » مطرح كرده است .

اين روزنامه مي نويسد : سامي يوسف به عنوان عضو هيئت گردآوري مدارك طبقه بندي شده كه از طرف دولت انگلستان حمايت مي شود ، در بازگشت از سودان در يك كنفرانس مطبوعاتي شركت كرد ، از توجه خود به يك بحران انساني در دارفور سخن به ميان مي آورد.
 دراين كنفرانس مطبوعاتي كه وزير توسعه روابط بين الملل ، بارونسسا وادِرا نيز او را همراهي مي كرد، سياستهاي ضد سياهپوستان مسيحي رژيم اسلامي دارفور را سرزنش كرده و در حمايت از مردم اين منطقه وعده اجراي كنسرتي را در مركز آرِنا در لندن داده است.
اينديپندت مي نويسد:بسياري از صاحبنظران موسيقي، اين كنسرت را با كنسرت” ليوي
۸″ يا كنسرت” ۸
هاي زنده” كه سال گذشته در بسياري از نقاط دنيا برگزار شد ، مقايسه مي كنند.
اينديپندت مي نويسد:از نظر تعداد هوادارسامي يوسف را مي توان با خواننده اي مثل روبي ويليامز مقايسه كرد.
همچنين در اين كنسرت، گروه موسيقي هيپ-هيپ (گروه مسلمان-مسيحي) از دانمارك و استاد بال لادا ، كريم سامالا، مسلمان آمريكايي شركت خواهند كرد.

از سويي سامي يوسف در بريتانيا تعدادي منتقد نيز دارد . ايوون ريدلي، روزنامه نگاري كه بعد از به گروگان گرفته شدن توسط طالبان در افغانستان مسلمان شده است سوال مي كند : با اين همه شهرت و تمكن مالي ، سامي يوسف خود را چگونه با اسلام تطبيق داده است؟
عده ديگري نيز از حرام بودن موسيقي صحبت به ميان مي آورند.
لكن اينديپندت مي نويسد كه سامي يوسف خودش را برآيند  فرهنگهاي متفاوت مي داند.

سامي يوسف متولد تهران ، از نظر مليت  آذربايجاني مي باشد . پدر و مادر او بعد از روي كار آمدن بلشويك ها باكو را ترك كرده اند. سامي يوسف در يكي از ترانه هايش مي گويد:
“آذربايجان قلب من است”

 --------------------------------- 

 

سامی یوسف کیست؟

سامی یوسف، خواننده ای انگلیسی که ترانه هایش را به عربی، انگلیسی و یا ترکی می خواند، متولد گنبدکاووس است و به عنوان مهم ترین ستاره پاپ دنیای اسلام شناخته شده است. او از موسیقی عربی، ترکی، پاپ و کلاسیک استفاده می کند و ترانه هایش را به زبان های عربی و انگلیسی می خواند. او با همسری آلمانی ازدواج کرده و متاهل است.

سامی یوسف، در ماه مرداد سال 1358 در خانواده ای موسیقیدان و آذربایجانی الاصل در گنبد کاووس به دنیا آمد. او از سه سالگی همراه خانواده اش به لندن رفت و نوجوانی و جوانی را در آنجا گذراند. و ساکن لندن شد. تعالیم اولیه را از پدربزرگش که موسیقیدان بود فرا گرفت و به دلیل همین علاقه، ابتدا در دانشگاه منچستر و سپس در سن 18 سالگی به « مدرسه سلطنتی موسیقی لندن» رفت و در آنجا به آموختن موسیقی به صورت کلاسیک پرداخت. او در مورد موسیقی خودش می گوید: « موسيقي همواره بخش مهم زندگي من بوده. خانواده ام اهل موسيقي بوده اند. پدرم معلم اصلي ام بود. او به من مي گفت: دست بالاي دست بسيار است. كه يك مثل معروف فارسي است. او علاوه بر موسيقي، به من درس زندگي مي داد و باعث مي شد هيچ گاه به كاري كه ارائه مي كنم غره نشوم.» او از کودکی نواختن سازهای مختلف را آموخته بود و از این مهارت خود در خوانندگی و آهنگسازی نیز استفاده کرد. او در ساخت ملودی ها و آهنگ هایش از انواع موسیقی کلاسیک غربی تا موسیقی مقامی عربی و ایرانی و صوفی ترکی و آوازهای فارسی، آذری، هندی، پاکستانی و افغانستان استفاده کرده است.

 

 

 

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 23:9 | لینک  | 

 

بویسانچلی حابار

2008- نجی یئل بییک تورک عالیمی، تورک دیلی نینگ دویبونی توتوجیلاردان ماخمیت کاشغارلی نینگ یئلی ایغلان ادیلدی

 

« دیلیم- دیلیم،

کس غاوینی دیلیم- دیلیم،

انه دیلدن دؤنمه رین

دوغراسالار دیلیم- دیلیم.»

عراقلی تورکمنلرینگ حالق دؤره دیجیلیگیندن

 

بیرلشن ملتلر قوراماسی نینگ ادبی- مدنی اداراسی یونسکو 2008- نجی یئلی تورک دونیأسی نینگ بییک عالیمی، تورکی دیلی نینگ سؤزلوگینی دوزن کاشغارلی ماخمیدینگ یئلی دییپ ایغلان اتدی. بو ایشده تورکیه جمهوریتی نینگ مدنیت باقانلیغی/ منیسترلیگی اولی آلادا اتدی.

   بیز بو بویسانچلی حاباری أهلی تورکی حالقلارینا شول ساندان گؤرکانا تورکمن حالقینا تویس یورکدن غوتلایاریس.

بو بارادا کؤپرأک ماغلومات ادینمک ایسله یأنلر شو آشاداقی اینترنت آدرسی گؤروپ بیلرلر.

http://www.tourexpi.com/en-tr/news.html~nid=5578

اگر- ده بییک عالیم کاشغارلی ماخمیدینگ سؤزلوگینی اوقاجاق بولسانگیز شو آشاقداقی آدرسه گیریپ بیلرسینگیز

http://www.achiq.org/pitikler/dlt---.pdf

آقمیرات گورگنلی

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 18:30 | لینک  | 

 

                            روح « قارلي شاعر» در آسمان سرخس به پرواز در آمد

 نوروز سال 84 بود به اتفاق آقاي ديه جي و بيات براي ديدار از تركمن هاي تربت جام به آن دياررفته بوديم . دوستان ما در آنجا ما را به ديدار تنها شاعرشان بردند . در يك خانه محقر اما با صفا ، پيرمردي خوش رو با صميميت تمام به استقبال ما آمد و با محبت وي‍ژه تركمني خود ما را داخل منزل دعوت كرد . او قارلي شاعر بود . صحبت هايش بسيار شيرين بود . تمثيل ها و ضرب المثل هايي كه در سخنانش بكار مي برد مصاحبت با او را دلنشين و به يادماندني مي كرد .

خانمش بيمار بود ، با علاقه او را تيمار مي كرد . تمام آثار كلاسيك تركمن را مطالعه كرده بود . با آثار شعراي بزرگ فارس زبان نيز آشنا بود ، فارسي را شيرين صحبت مي كرد . تلميح در زات او بود . پسرش علي نيز شيرين سخني را از او به ارث برده بود . چند شعر از دفتر خود را براي ما قرائت كرد . تمام دغدغه هايش فرهنگ تركمن بود . از جوانان مي خواست با فرهنگ خود بيگانه نباشند .

بعد از بازگشت چند شعر او را در نشريه صحرا چاپ كرديم . در این اواخر نیز در شماره 193 صحرا  يكي ديگر از اشعار او را چاپ كرديم .

خاطره آن ديدار هيچوقت از يادم نمي رفت . خبرش را از دوستان خود عطا ، كريم ، سبحان سالاري مي گرفتم . تا اينكه دو سال پيش او را در مراسم مختومقلي ديدم . خوشحال شدم . با اينكه نحيف تر از قبل بود اما هنوز با حرارت سخن مي گفت . مختومقلي الگوي زندگيش بود ، به حضور خود در مراسم افتخار مي كرد او آن روز خود را خوشبخت ترين فرد روي زمين مي دانست . با اين كهولت سن 800 كيلومتر راه را براي شركت در مراسم مختومقلي طي كرده بود .

متاسفانه امروز با خبر شدم ، قارلي آقا در تركمنستان به دليل ايست قلبي دارفاني را وداع گفته است و به اين ترتيب روح بزرگ و بي تاب خود را در آسمان سرخس موطن اصليش پر داده است . اين ضايعه بزرگ را به خانواده و تمام تركمن ها و به خصوص تركمن هاي تربت جام تسليت مي گويم . او بر خلاف جثه كوچكش دلي به بزرگي چون دريا داشت . كمتر كسي چون او را ديدم كه دلش براي فرهنگ تركمن بتپد . روحش قرين رحمت باد . 

قسمتي از گزارش سفر خود به تربت جام كه با عنوان « طلا در جام » در سال 84 چاپ شده بود  در زیر می آید . اين بخش از گزارش ، اختصاص به قارلي آقا دارد .  

« ... پس از استراحتي كوتاه در منزل سيدخان، براي ديدار با تنها شاعر تركمنهاي تربت‌جام راهي منزل قارلي‌ شاعر شديم. ساعت 6 بعد از ظهر به منزل ايشان رسيديم. قارلي شاعر پيرمردي 75 ساله است. عمر خود را با رانندگي كاميون در يك شركت آجرپزي گذرانده و فعلاً بازنشسته مي باشد. او با گشاده‌رويي از ما استقبال كرد. مردي خوش‌رو و بذله‌گوست. بسيار شيرين‌ صحبت ميکند. اين خصايص باعث سرزندگي و شادابي وي شده و چهره‌اش جوانتر از سن واقعي‌اش نشان مي‌دهد. پسرش علي نيز خصلت بذله‌گويي و خوش‌سخني را از پدر شاعرش به ارث برده است. قارلي‌شاعر تعدادي از شعرهايش را برايمان قرائت كرد.اشعارش در عين سادگي معاني بزرگي را در برداشت. متعجب بوديم با اينکه تعداد تركمنها اندك بوده واز سويي هم منابع و کتب ترکمني کم بوده و نيز در ميان مردماني زندگي مي کرده كه فرهنگ و زبانشان با آنها تفاوت دارد با منابع ، اين مرد چگونه توانسته است اينگونه زيبا و ناب ، شعر بسرايد.

از او پرسيديم كه از چه طريقي كتب شعر تركمني را فراهم مي‌كرديد؟ گفتند: بعضي كتب شعري را كه بصورت دست‌نويس از پدرم مانده مطالعه مي‌كردم.  اين را نيز بگويم که تعدادي كتاب را که پدرم بدليل قدغن بودن در زمين چال كرده، بعداً كه مراجعه كردم و خواستم آنها را از زمين بيرون بياورم، متأسفانه پودر شده بودند. سالها بعد نيز بعضي از كتابهاي تركمني كه آقاي حاجي‌مراددوردي قاضي چاپ كرده بودند، به دستمان رسيد و مطالعه مي‌كردم. پيرمرد آهي كشيد و گفت: اما بسيار غريبانه زندگي كرديم. فرهنگ و زبانمان را به زحمت حفظ و حراست كرديم. نمي‌دانم آيا بچه‌ها و نوه‌هايمان توان حفظ فرهنگ و زبانمان را خواهند داشت يا نه؟ اين سئوال دغدغه اصلي اكثر بزرگان تركمن ساكن تربت‌جام است. آنان هر دستي را كه در اين راه به آنها كمك و ياري بكند به گرمي مي‌فشارند. زماني اين دست، دست دكتر احمد قره‌داغلي بود كه در زمان تبعيدشان در نيشابور هر از گاهي به ميان تركمنهاي تربت‌جام مي‌آمد و آنها را در حفظ اصالتشان ترغيب مي‌كرد. زماني نيز حاج‌مراددوردي قاضي كه با كتابهاي جديدي كه چاپ مي‌كرد به ميان آنان مي‌رفت و روح تشنه آنان را سيراب مي‌نمود. و امروز دكتر عبدالرحمن ديه‌جي به عنوان مديرمسئول نشريه صحرا كه تقريباً تنها پل ارتباطي تركمنهاي تربت‌جام با فرهنگ و اخبار تركمنهاي ديگر نقاط كشور پهناور ايران است ،اين بزرگواران در ميان ترکمنهاي تربت جام شناخته شده و مورد احترام و تكريم انها مي باشند.

انسان وقتي در ميان اين عده قليل و در مكاني دورافتاده قرار مي‌گيرد، خود را بسيار كوچك و حقير مي‌يابد. وقتي مي‌بيني كه آنان تشنه قطره‌اي از درياي فرهنگشان هستند، تو در ميان دريا قدر آب نمي‌داني.

با قلبي آكنده از حسرت و غرور، دنياي كوچك و زيباي قارلي‌شاعر را ترك مي‌كنيم. و شب بسوي منزل عطا سالاري يكي از پسران سيدخان كه براي شام ما را دعوت كرده  ،به راه مي‌افتيم. ...»

 

يك شعر از مرحوم قارلي آقا

زاد كأن ييتدي

پيكير ايله توركمن آغا

ايندي سندن زاد كأن ييتدي

عايالينگدان غيزيل كؤينك

توپبي ( 1 ) بيلن هم دون ييتدي

 

هاني اول كچه لي اؤيوم

هاني اول شارقيللي تويوم

اگين اشيك غارا گييم

اؤنگكي اشيك دن نيشان گيتدي

 

بو زاماندا اؤنوم اؤسوم

توركمن آدلار ييتجك باسيم

گپله شنگده ايچيپ قاسام

دوغري سؤزه دوشيأن ييتدي

 

هاني اول چاپيلان آتيم

هاني اول توركمن صيپاتيم

ديلينگ بولدي غاريم غاتيم

توركمن ديله دوشيأن ييتدي

 

توركمنستان بولدي اوروس

توركمن صحرا بولدي پارس

اؤزيميزه توركمن دييارس

توركمن ليكدن نيشان گيتدي

 

غارا ساچين اؤره ن غيزلار

توي بايرام دا  كوره ن غيزلار

آشاق باقيپ يؤره ن غيزلار

يواششاجا گولن ييتدي

 

ييگيدينگ يوق تلپك دوني

غالماندير توركمن نيشاني

سينچي بولسانگ اوني تاني

ياغشيليقدان نيشان ييتدي

 

ايچيم يانيپ غوشيان غوشغي

دينمه يار گؤزمينگ ياشي

گؤرمه ديك بولساديم كأشكي

سيلاغ بيلن سالام ييتدي

 

ديل غوشيليپ ييتدي ديلينگ

هاني رسمينگ توركمن ايلينگ

دينيميزام ييتدي بيلينگ

اؤنگكي آخون ايشان ييتدي

( 1 ) عايال لانگ كلله سينه گييأن بؤريگي

 

 

----------------------------------

 

پيام يك دوست داغدار  از تربت جام

 

 

پنجشنبه 6 دی1386 ساعت: 22:49

توسط:پيمان

حرمتلي دوست جناب كمي سلام!
هيچ بير كپ گوررونگ نگيم يوق قارلي شاهيريميز اؤتوب گيدن دان سونگ. فاقاط بير ناچه غوشقي لاريندان آيدايين بلكه يوره گيميزا تسلي بولسين
قيشينگ غووي، يازينگ غووي توموس غووي گؤيزونگ غووي
قارينگ غووي، بووزونگ غووي سووق سولار خوش لاش يارين
بگيش سؤيجك دنيا سؤيمز سؤي سؤيمان سني دنيا غويماز
گؤرون بيلن گؤزونگ دويماز داغ دنگيزلار خوش لاش يارين
آلتميش باش-آ باردي ياشيم شكر هنيزا ديك باشيم
دوست لار ياريم دنگ دوشيم همه نگيزدان خوش لاش يارين

 

نوشته شده توسط حمید کمی در ساعت 22:21 | لینک  |