بعد از تعويض ناصري با ايزدي عده اي سراسيمه با دادن آگهي در هفته نامه سليم اين پيروزي ! را به ناصري تبريك گفتند. از قضا اين عده مدعيان اصلاح طلبي بوده و با همين ادعا نيز صاحب مناصب مهم در دوره اصلاحات شدند. بر حسب اتفاق آنها تيم مديريتي جناب هاشم مهيمني استاندار آن دوره و صاحب امتياز هفته نامه سليم را تشكيل داده بودند.
استاد رفعتي با ديدن اين همه تبريك نتوانست حيرت خود را كتمان كند، پس مطلبي را در اين خصوص در وبلاگ خود يعني " زبان سبز " نوشت و اين مدعيان دروغين گذشته را به باد انتقاد گرفت. گويا آن مطالب به مذاق آقاي محمد ناطقي ( چشك ) خوش نيامده و پاسخي به آن در نشريه سليم به چاپ رسانده است . اين پاسخ را جناب رفعتي در وبلاگ خود قرار مي دهند ، يكي از دانشجويان حسين رفعتي بر اين مطب نظري نوشته اند كه اينجانب درج پاسخ آقاي ناطقي و نظر دانشجو را در وبلاگ نخبگان خالي از لطف ندانستم . اگر حوصله كرديد مطالعه بفرماييد .
لازم به ذكر است آقاي چشك از برادران سيستاني بعد از اينكه اسم فاميلشان را به ناطقي تغيير دادند عهده دار سمت هاي زير در دوره اصلاحات شدند:
1- رئيس آموزش و پرورش گميشان
2- بخشدار انباراولوم
3- معاون فرماندار آق قلا
4- معاون فرماندار بندرتركمن
پاسخ "محمد ناطقی" به مطلب گلایه از دوستان
پاسخ "محمد ناطقی" به مطلب "گلایه از دوستان"
آقای ناطقی که از برادران خوب سیستانی ماست و در دوران اصلاحات در سمتهای بخشداری و معاونت فرمانداری خدمت می کرده است پاسخ نسبتا" محترمانه ای به "گلایه از دوستان" داده که نشریه سلیم آن را چاپ کرده است که در پی میخوانید. البته نکات قابل ذکری در یاد داشت وی وجود دارد که اگر فرصت داشته باشم درج می کنم. ولی همینقدر که گلایه من موجب این شده که حد اقل یکی از برادران سیستانی پس از سالها،دست به قلم برده و آنهم نه به مظالم فراوان رفته بر فرزندان اصلاح طلب این دیار که در پاسخ به یکی از کوچکترین آنها ، اظهار نظری کرده است باز هم جای خوشحالی دارد. برای آگاهی خوانندگان"زبان سبز " متن کامل آن را آورد ه ام:
پاسخ محمد ناطقي را به مطلب حسين رفعتي بخوانيد.
اين جانب چندي پيش مطلبي را تحت عنوان حقيقت را فداي مصلحت نکنيم از آقاي رفعتي در هفته نامه سليم خواندم و از جهاتي برايم جالب توجه بود. اگر چه راقم اين سطور نه مدافع عملکرد شوراي محترم نگهبان و سخنگوي آن است و نه از اعضاي محترم هيات اجرايي. مسلماً وجه حقوقي پاسخگويي يا عدم آن در صحت و سقم انتخابات بر عهده اين جانب و ساير دوستان مورد اشاره آقاي رفعتي نمي باشد، ولي سوال اين جاست که بر مبناي کدام ادله محکم و متقن و محرز و مبرهن، حقيقتي را فدا شده مي دانند. حال آن که خود ايشان نيز از برگزار کنندگان چندين انتخابات بودند و خوب ميدانند که بدون ارايه مدارک مستند، نميتوان انتخاباتي را خدشه دار معرفي نمود. از منظر ديگر، اشاره اي به حقوق مردم شريف ترکمن نموده اند که به يقين ما هم به اين باوريم که همه شهروندان ايران اسلامي از جمله برادران ترکمن با ساير شهروندان يکسان هستند و چنانچه حقي از آنان ضايع گردد، بر همگان است که از اين حق دفاع کنند، اما مسلماً اين حق، مشروط به ارايه شواهد و قرائن مسلم حقوقي است.
مخالفت کردن با جريان مخالف سليقه سياسي، با تشبّث به هر امري در عرف سياسي امري اخلاقي و پسنديده نيست، علي الخصوص اگر بحث را از منظر سياسي و حقوقي رها کنيم و به گرايشات قومي سوق دهيم، به يقين مردم شريف ترکمن بالغ تر از آنند که با تغيير شمارش آراي يک کانديدا، در اعتقادات راسخشان به باورهاي ريشه اي اتحاد و انسجام ملي خللي وارد نمايند. بياييم به جاي طرح شعارهاي محض، موضوع را از منظر حقوقي بررسي کنيم که آن گاه بايد مدرک محکمه پسندي را در اين راستا ارايه نمود.
به باور من، اگرحق انتخاب شدن با دکتر ناصري است و در شمارش آرا حائز اکثريت آرا گرديده است، چه جاي قرباني شدن و فدا شدن حقيقت؟ که ايشان نيز به عنوان يک شهروند ايراني مي تواند داراي حق باشد. چنانچه هر شهروند ديگري صاحب حق و مستحق دفاع کردن است.
از نگاه ديگر تبريک به ناصري را تأييد عملکرد شوراي نگهبان و اقدامات آن دانسته ايد!
مگر جنابعالي به کانديداهايي که آنها نيز از فيلتر شوراي نگهبان پيروزي شان اعلام شده، هرگز تبريک نگفته ايد؟
آقاي رفعتي قطعا اين دو، يعني عملکرد شوراي نگهبان و پيروزي يک فرد، دو مقوله جدا از يکديگرند.
تا آن جا که راقم اين سطور ميداند، ناصري اگر به اردوي اصلاح طلبان وابسته نيست، طبق اظهارات خود، کانديداي مستقل و اکنون نمايندهي مستقل است. از همين جهت بر اساس عملکرد گذشته خود در امر نمايندگي و شعارهاي ايشان در مجلس هشتم و در بين افراد محدود، از نگاه دوستان و اين جانب در مجلس هشتم، خيرالموجودين بودند؛ نه از اين منظر که وابسته به پايگاه قومي خاصي هستند، با اين وجود چه ناصري و چه ايزدي هر کدام به مجلس راه مي يافتند، وظيفه نمايندگي و وکالت همه شهروندان گرگان و آققلا و همه ايرانيان را بر عهده داشتند و سوال ديگر آن که: اگر حقي از ناصري ضايع شده باشد، به نظر شما کم توجهي و کم لطفي به حق سيستانيهاي شريف استان نخواهد بود؟ و اين جانب بر اين باورم که در مقام تبيين و تحليل مسايل سياسي يا حقوقي، قبل از اين که از مجراي علمي آن خارج شويم، با کمي تأمل و درنگ به پيامدهاي آن نيز بينديشيم و براي دست يابي به محبوبيت، پشتوانه هاي ارزشمند اتحاد و وحدت و وفاق منطقه را خدشه دار نماييم.
سخن پاياني آن که؛ دوستاني که در دولت اصلاحات به منصبي رسيده اند، داراي ويژگيها و توانمنديهاي فردي و باورهاي خاص خود بوده اند و مسلماً ترديد شما در آينده نيز مانعي براي به فعليت در آمدن اين قابليتها نخواهد بود
نظر يكي از دانشجويان استاد رفعتي
سلام خدمت آقاي رفعتي و آقاي ناطقي
خواهش مي كنم اين چند سطر را به عنوان پاسخ به آقاي ناطقي درج كنيد و اگر نشريه سليم هم صلاح ديدآن را چاپ كند:
1- اولا" آقاي رفعتي از انتخابات آزاد دفاع كرده است و نه از آقاي ايزدي . خودش هم در مقاله آورده كه دغدغه اصلي اش انتخابات قانوني و آزاد است و تفاوت محسوسي بين ناصري و ايزدي وجود نداشت. لذا اگر حق آقاي ناصري هم ضايع ميشد من مطمئن هستم كه رفعتي با همين صراحت و شجاعت از وي دفاع ميكرد.
2-آقاي ناطقي به حق از آقاي رفعتي خواسته است كه با استدلال و مدرك سخن بگويد و خدشه بر انتخابات را مستند اثبات نمايد. مطمئنا" آقاي رفعتي به عنوان يك يك كارشناس ارشد حقوق اساسي اين را به خوبي ميداند. ولي آقاي ناطقي چه مدرك و دليلي از گزارش مفصل و تحليلي استانداري به وزارت كشور و نامه تحليلي -امنيتي اداره كل اطلاعات استان به شوراي نگهبان و وزارت اطلاعات مبني بر مخالفت اين دو دستگاه مهم سياسي و امنيتي با تغيير نتيجه انتخابات گرگان ميتوان ارائه داد.
ضمن اينكه حودو سه ماه اين ماجرا كش پيدا كرد و نيز استانداري حدود يك ماه در برابر نامه دستوري آقاي جنتي مقاومت كرد و پس لز يك ماه آخر خود شوراي نگهبان نتيجه انتخابات را اعلام كرد. اگر انتخابات طبيعي و سالم بود و قانوني و آزاد برگزار شده بود و به قول آقاي ناطقي حق تضييع شده دكتر ناصري اعاده شده بود اين همه ترس و دلهره براي اعام نتيجه و سه ماه صبر براي اينكه" آبها از اسياب بيفتد " براي چه بود ؟
3- آقاي ناطقي گفته است كه از عملكرد شوراي نگهبان دفاع نميكند كه اين نظر قابل ستايش است ولي در قسمت ديگري گفته است كه عملكرد شوراي نگهبان و پيروزي يك فرد در انتخابات دو مقوله جدا از هم است! ولي اتفاقا" نكته در همينجاست كه پيروزي(غلبه) آقاي ناصري نه تنها جدا از عملكرد شوراي نگهبان نيست بلكه بر عكس دقيقا" نتيجه عملكرد آن شورا و مخصوصا" تصميم شخص جنتي است و اتفاقا" دعواي اصلي همينجاست وگرنه صرف تبريك به يك نفر برنده(ولو رقيب و حتي دشمن) در يك مسابقه عادلانه نه تنها عيب نيست بلكه يك فضيلت است. همانگونه كه در دوم خرداد 76اولين كسي كه به آقاي خاتمي تبريك گفت آقاي ناطق نوري بود.
آقاي ناصري به هر دليلي (ترس يا ملاحظه و محافظه كاري يا . . .) در جريان انتخابات از اصلاح طلبان اعلام برائت كرد و رسما" كانديداي اصول گرايان بود ولي حالا چرا يك نفر مدعي داشتن سابقه اصلاح طلبي مثل آقاي ناطقي سعي ميكند ناصري را تطهير كند جاي تامل دارد. آقاي ناصري در زمان انتخابات حتي از احوالپرسي با سيستاني هاي اصلاح طلب هم واهمه داشت و حتي دوستان اصلاح طلب سيستاني را كه براي او تبليغ ميكردند را به روستاهاي دوردست ميفرستاد و سعي داشت از "ستاد شهر گرگان" دور كند و اين مسايل را آقاي ناطقي خوب ميداند ولي چرا اين گونه تيغ قلم به صورت شخصي چون رفعتي مي كشد خدا عالم است.
5- محمد ناطقي گفته است كه رفعتي به دنبال كسب محبوبيت است و به همين خاطر حاضر است وحدت مردم منطقه را خدشه دار كند! اولا" آقاي رفعتي محبوب همه هست و به همين دليل هم از رقابت در انتخابات محروم شد همچنانكه همه همفكرانش در سراسر كشور رد صلاحيت شدند و امروز هم " حسين شريعتمداري" نماينده ولي فقيه در روزنامه كيهان "خاتمي" را آشكارا تهديد به رد صلاحيت ميكند. ولي آقاي ناطقي! دفاع از انتخابات آزاد و قانوني و مخالفت با حق كشي آشكار توسط اشخاص كم يابي مانند رفعتي- با همه خطراتي كه دارد- وحدت مردم را اسيب مي رساند يا عملكرد نا صواب شوراي نگهبان در جابجايي آراي مردم؟ اقدام خطرناك جابجايي نماينده علي رغم مخالفت استانداري و اطلاعات و ساير دلسوزان نظام به وحدت و امنيت ملي لطمه ميزند يا افشاي اين اعمال زشت؟
6- گفته ايد كه افرادي نظير شما به دليل تواناي هاي خود در دولت اصلاحات سمت و پست داشته ايد! و نه وابستگي قومي! اگر اينگونه است پس حتما" آقاي دكتر ناصري به تواناييهاي شما واقف است و از شما در پستهاي سياسي و غير سياسي استفاده خواهد كرد و ديگر نياز ي به حمايتهاي اشخاصي مثل آقاي رفعتي نداريد. انشاء الله!
